|
نمایش 1 - 9 از 13 وبلاگ.
صفحه:
1 |
|
به نام خداوند عشق به: فرشته . . . از: فرشته نگار سلام عزيزم، كه در حال حاضر زيباترين و كاملترين كلمه اي كه مي توانم براي خطاب قراردادن تو به زبان بياورم همين است. تو براي من عزيزي مثل جان، مثل نفس، مثل زندگي خدا مي داند، فقط خدا مي داند كه نديدن تو چقدر من را اذيت مي كند، و ديدنت همچون آبي كه روي خرمن ها آتش بريزي. خدا مي داند هر بار كه مردمك چشمانمان روي هم منطبق مي شود چه آرامشي و چه طوفاني سرتاسر وجودم را فرا ميگيرد. خدا مي داند كه هربك لبخند تو به روي من انگار يك روح تازه و يك نيروي تازه براي انجام فعاليتها و براي ادامه زندگي به من مي بخشد. خدا مي داند كه چقدر دلم مي خواست درون چشمانت نگاه كنم و فرياد بزنم دوستت دارم. دلم مي خواست بخاطرت با همه بجنگم ولي اگر اين كار را انجام دهم درنظر همه محكوم مي شوم. ولي خوب عيبي ندارد. اگر نمي توانم اين كار را انجام بدهم، اگر نمي توانم در چشمانت خيره شده و احساس درونيم رو بيان كنم، اين راه خوبي است. برايت مي نويسم و مياندازم به آب يا مي سپارم به دست باد تا باشد روزي بدستت برسد و به دلت بنشيند. و باشد روزي كه فاصله هاي بينمان يكي يكي از جا برداشته شود. باشد روزي كه بين من و تو فاصله اي نباشد. خيلي دلتنگم. دوستم داشته باش، صادقانه و كودكانه درست مثل خودم. بدان منتظرت مي مانم. منتظر يك اشاره از جانب تو. با يك دنيا عشق و عاطفه نگار راستي بي صبرانه منتظر جوابت هستم
برچسب ها (با فاصله جدا کنید): عشق نامه عاشقانه
سهم سينماي ايران از اين فستيوال دو جايزه بود حامد بهداد عنوان بهترين بازيگر جشنواره ابوظبي را نصيب خود كرد. به گزارش «باني فيلم»، در مراسم اختتاميه اين فستيوال كه شب گذشته برگزار شد يكي از جوايز اصلي جشنواره ابوظبي به بازيگري از سينماي ايران رسيد. حامد بهداد كه از ابتداي حضورش در عرصه سينما بارها نامزد دريافت جايزه از جشنواره فيلم فجر و جشن خانه سينما شده بود سرانجام موفق شد اولين جايزه بازيگرياش را از يك فستيوال غيرايراني بگيرد. بهداد اين جايزه را به خاطر بازي در فيلم «چه كسي از گربههاي ايراني خبر داره» بدست آورد. اين بازيگر البته شب گذشته در اختتاميه اين مراسم حضور نداشت و به خاطر بازي در فيلم «آدمكش» در تهران بود. بهمن قبادي كارگردان «چه كسي از گربههاي ايراني خبر داره» نيز شب گذشته يكي از جوايز اصلي اين فستيوال را نصيب خود كرد تا سهم سينماي ايران از جشنواره ابوظبي دو جايزه باشد.
برچسب ها (با فاصله جدا کنید): حامد بهداد چه كسي از گربه هاي ايراني خبرد
چیزهای کوچک زندگی بعد از حادثه یازدهم سپتامبر که منجر به فروریختن برج های دو قلوی معروف آمریکا شد ، یک شرکت از بازماندگان شرکت های دیگری که از این حادثه جان سالم به در برده بودند خواست تا از فضای در دسترس شرکت آنها استفاده کنند در صبح روز ملاقات مدیر واحد امنیت داستان زنده ماندن این افراد را برای بقیه نقل کرد و همه این داستان ها در یک چیز مشترک بودند و آن اتفاقات کوچک بود:
چیزهای کوچک مدیر شرکت آن روز نتوانست به برج برسد چرا که روز اول کودکستان پسرش بود.و باید شخصا در کودکستان حضور می یافت . همکار دیگر زنده ماند چون نوبت او بود که برای بقیه شیرینی دونات بخرد یکی از خانم ها دیرش شد چون ساعت زنگدارش سر وقت زنگ نزد! یکی دیگر نتوانست به اتوبوس برسد. یکی دیگر غذا روی لباسش ریخته بود و به خاطر تعویض لباس تاخیر کرد. اتومبیل یکی دیگر روشن نشده بود. یکی دیگر درست موقع خروج از منزل به خاطر زنگ تلفن مجبور شده بود برگردد. یکی دیگر بچه اش تاخیر کرده بود و نتوانسته بود سروقت حاضر شود. زیکی دیگر تاکسی گیرش نیامده بود. و یکی که مرا تحت تاثیر قرار داده بود کسی بود که آن روز صبح یک جفت کفش نو خریده بود و با وسایل مختلف سعی کرد به موقع سرکار حاضر شود. اما قبل از اینکه به برج ها برسد روی پایش تاول زده بود و به همین خاطر کنار یک دراگ استور ایستاد تا یک چسب زخم بخرد.و به همین خاطر زنده ماند! به همین خاطر هر وقت; در ترافیک گیر می افتم آسانسوری را از دست می دهم مجبور برگردم تا تلفنی را جواب دهم... و همه چیزهای کوچکی که آزارم می دهد با خودم فکر می کنم که خدا می خواهد در این لحظه من زنده بمانم.. زدفعه بعد هم که شما حس کردید صبح تان خوب شروع نشده است بچه ها در لباس پوشیدن تاخیر دارند نمی توانید کلید ماشین را پیدا کنید با چراغ قرمز روبرو می شوید عصبانی یا افسرده نشوید بدانید که خدا مشغول مواظبت از شماست
جلسه نقد "دلخون سه شنبه 14 مهر1388 ساعت 10:51 قبل از ظهر انجمن سینمایی نمای جوان برگزار می نماید: از پاییز سال جاری هر سه شنبه جلسات نمایش ونقد و تحلیل فیلم های سینمایی در حال اکران ٬با حضور عوامل(کارگردان،فیلمنامه نویس وبازیگران) فیلمها٬هنرمندان و وسینما دوستان٬دانشجویان رشته های گوناگون هنری و... برگزار خواهد شد. همچنین به اطلاع می رساند: در تاریخ سه شنبه ۱۴/۷/۸۸ از ساعت ۱۷الی۱۹ برگزاری نمایش ونقد وتحلیل فیلم دلخون ،با حضور عوامل فیلم:محمد رضا رحمانی(کارگردان وفیلمنامه نویس فیلم)و علی رضا ایرانمهر(دیگر نویسنده آن) و حامد بهداد(بازیگر). نقد وتحلیل فیلم توسط،منتقد وهنرمند توانای کشور:رضا درستکار. از علاقمندان به سینما ،دانشجویان وهنر دوستان دعوت به عمل می آید که در این برنامه حضور بهم رسانید. مکان:بزرگراه نواب صفوی-خیابان کمیل شرقی-فرهنگسرای انقلاب
برچسب ها (با فاصله جدا کنید): نقد دلخون
فیلمی کاملا معمولی با موضوعی تکاندهنده ... و حامد بهداد *نگاهی به فیلم دلخون ساخته محدرضا رحمانی به نقل از حسین محمودی(سینمای ما) فیلم سینمایی "دلخون" به کارگردانی محمدرضا رحمانی داستانی متفاوت دارد و تجربهای در سینمای اجتماعی است. محمدرضا رحمانی به عنوان کارگردان نام و چهره شناخته شدهای نیست. اولین تجربه سینمایی این کارگردان در جشنواره بیست و ششم فیلم فجر روی پرده رفت و با وجود نگاه نو وتازهای که به پیامدهای اجتماعی جامعه پس از جنگ داشت هنوز فرصت اکران عمومی پیدا نکرده است."ستایش" اگرچه بازیگران حرفهای و سوژهای جذاب داشت اما آن طور که باید دیده نشد و زمانی که رحمانی ساخت دومین فیلمش را شروع کرد کمتر کسی به یاد میآورد که این کارگردان تازهوارد سینمای ایران پیشتر بخت خود را در کارگردانی آزموده است. "دلخون" مسیری متفاوت با "ستایش" دارد و اگر چه طبق گفته کارگردان هر دو فیلم در حوزه علایق و دیدگاه او است ، اما در "دلخون" با چهرهای تازه از رحمانی مواجه میشویم. رحمانی این بار کارگردانی است که در ستتایش زندگی و زنده ماندن صحبت میکند، قصهاش را به فضای سرد و ساکن زندگی یک محکوم به مرگ میبرد و تلاش میکند از میان بازی تلخ و تراژیک مرگ و زندگی به نقطهای روشن و نورانی برسد. نقطهای که انسان را شایسته زندگی، امید و مهربانی میداند. "دلخون" فیلم حامد بهداد است، این را خیلیها که "دلخون" را دیدهاند گفتهاند. حامد بهداد در نقشی جذاب حضوری به یاد ماندنی دارد. نقش این فرصت را به او میداده که آن چه در توان دارد برای جلب نظر مخاطب به کار ببند و او مثل هر بازیگر باهوش دیگری از این فرصت به خوبی استفاده کرده است.او تنها بازیگر نقش اصلی نیست. نقشی که در فراز و فرودهای داستان از قامت یک شیطان به سیمای یک فرشته میرسد، از مرز سیاهی میگذرد و قضاوت درباره خود را به چالشی سخت برای مخاطب تبدیل میکند. بهداد در بازی بیرونی، واکنشهای تند و استفاده از میمیک چهره قابلیت فراوان دارد و در "دلخون" از همه اینها به شکل کنترل شده و هوشمندانه استفاده کرده است. طبیعی است که درخشش او بازیگران دیگر فیلم را زیر سایه قرار داده است. الناز شاکردوست بازیگر پرکار سالهای اخیر و ستاره فیلمهای تجاری بازی قابل قبولی دارد و به عنوان یک عنصر تبلیغاتی میتواند عامل جذب مخاطب شود. پوریا پورسرخ که در تلویزیون محبوبیت بیشتری نسبت به سینما دارد و هنوز در سینما نتوانسته نقشی قابل توجه بازی کند، در نقشی مکمل در "دلخون" نمره قبولی میگیرد. آنهایی که "دلخون" را در جشنواره بیست و هفتم فیلم فجر دیدند انتظار داشتند هیئت داوران این بار با قاطعیت سیمرغ بلورین بهترین بازیگر مرد را به او بسپارند، اما در میان ناباوری بازهم و مانند تجربههای قبلی، بهداد نتوانست سیمرغ بلورین را به دست بیاورد و در بخش فیلمهای اول تنها یک دیپلم افتخار نصیب این بازیگر شد. رحمانی سه بازیگر اصلیاش را طوری انتخاب کرده که بتوانند برای تماشاگر جذاب باشد و برای دیدن این درام تلخ اجتماعی ترغیب شوند. مثلث بهداد، شاکردوست و پورسرخ امتیازی برای "دلخون" است و آمار فروش فیلم نشان میدهد مخاطب هم از این ترکیب راضی است."دلخون" نمیتواند یک فیلم پر فروش باشد، قابلیت تبدیل شدن به فیلمی که تماشاگر کلافه و خسته این روزها را سرگرم کند ندارد، مثل بیشتر فیلمهای پرفروش ماههای اخیر یک کمدی مفرح نیست و پایان تلخ دارد. اما استقبال از فیلم در میانه اکران انواع و اقسام فیلمهای پرمخاطب برای سازندگان آن یک پیروزی به شمار میآید. "دلخون" بیش از 160 میلیون تومان فروش داشته که برای فیلمی تلخ و اجتماعی در شرایطی که از این فیلمها استقبال نمیشود، قابل قبول است.الناز شاکردوست ستاره این فیلم، فیلم سینمایی "کیش و مات" را هم روی پرده داشت که فروش خوبی داشته و پرمخاطبترین فیلم اکران دوم تابستان بوده، فیلمهای دیگر اکران هم هریک رقیبانی قوی برای جذب مخاطب هستند که امتیازهای کافی برای جلب نظر مخاطب دارند اما "دلخون" در این فضا توانسته به فروش قابل قبول دست پیدا کند و این نشان میدهد سینمای اجتماعی با همه ضعفها و کاستیهایش میتواند دوباره قد علم کند و از میان انبوه فیلمهای عامهپسند مخاطب جذب کند. پایان تلخ و تراژیک فیلم برای آن یک امتیاز محسوب میشود، رحمانی نخواسته برای رضایت مخاطب و جلب نظر او پایانی خوش و تحمیلی برای این فیلم تلخ اجتماعی درنظر بگیرد. فیلم با همه قوت و ضعفش از طریق این پایانبندی دوباره جان میگیرد و سرپا میایستد.رحمانی هنوز برای رسیدن به قامت یک فیلمساز کامل و پخته اجتماعی فاصله زیاد دارد، اما "دلخون" لحظههای گرم و خوبی دارد که ضعفهای بعضی بخشهای دیگر را میپوشاند. فیلم به دلیل همین لحظههای تاثیرگذار و موضوع متفاوتش سرپا مانده است و البته پس از پایات تیتراژ آنچه در ذهن تماشاگر باقی میماند بازی حامد بهداد است که "دلخون" بدون تبدیل به فیلمی کاملا معمولی با موضوعی تکاندهنده میشد.
برچسب ها (با فاصله جدا کنید): دلخون حامد بهداد الناز شاكر دوست محمدرضا
چی می شد اگه خدا امروز وقت نداشت به ما برکت بده چرا که دیروز ما وقت نکردیم از او تشکر کنیم . چی می شد اگه خدا فردا دیگه ما را هدایت نمی کرد چون امروز اطاعتش نکردیم . چی می شد اگه خدا امروز با ما همراه نبود چرا که امروز قادر به درکش نبودیم . چی می شد دیگه هرگز شکو فا شدن گلی را نمی دیدیم چرا که وقتی خدا بارون فرستاده بود گله کردیم . چی می شد اگه خدا عشق و مراقبتش را از ما دریغ می کرد چرا که ما از محبت ورزیدن به دیگران دریغ کردیم. چی می شد اگه خدا فردا کتاب مقدسش را از ما می گرفت چرا که امروز فرصت نکردیم آنرا بخوانیم . چی می شد اگه خدا در خا نه اش را می بست چون ما در قلبهای خود را بسته ایم . چی می شد اگه خدا امروز به حرفهایمان گوش نمی داد چون دیروز به دستوراتش خوب عمل نکردیم . چی می شد اگه خدا خواسته هایمان را بی پاسخ می گذاشت چون فراموشش کردیم. چی می شد اگه خدا نمی بخشید چون ما نمی بخشیم ... و چی می شه اگه ما از این مطالب به سادگی بگذریم ؟!!
برچسب ها (با فاصله جدا کنید): مطالب زيبا خدا
One song can spark a moment یک آهنگ می تواند لحظه ای جدید را بسازد
One flower can wake the dream یك گل میتواند بهار را بیاورد
One tree can start a forest یك درخت می تواند آغاز یك جنگل باشد
One bird can herald spring یك پرنده می تواند نوید بخش بهار باشد
One smile begins a friendship یك لبخند میتواند سرآغاز یك دوستی باشد
One handclasp lifts a soul یك دست دادن روح انسان را بزرگ میكند
One star can guide a ship at sea یك ستاره میتواند كشتی را در دریا راهنمایی كند
One word can frame the goal یك سخن می تواند چارچوب هدف را مشخص كند
One vote can change a nation یك رای میتواند سرنوشت یك ملت را عوض كنند
One sunbeam lights a room یك پرتو كوچك آفتاب میتواند اتاقی را روشن كند
One candle wipes out darkness یك شمع میتواند تاریكی را از میان ببرد
One laugh will conquer gloom یك خنده میتواند افسردگی را محو كند
One hope will raise our spirits یك امید روحیه را بالا می برد
One touch can show you care یك دست دادن نگرانی شما را مشخص میكند
One voice can speak with wisdom یك سخن میتواند دانش شما را افزایش دهد
One heart can know what's true یك قلب میتواند حقیقت را تشخیص دهد
One life can make a difference یك زندگی میتواند متفاوت باشد
You see, it's up to you شما میبینی پس تصمیم با شماست
مهمانی خصوصی روز ملی سینما و «چایتلخ» ناصر تقوایی خب طبق روال همیشه این وقت سال باید جشن خانه سینما برگزار میشد که از چندماه پیش معلوم شد که غیر رقابتی برگزا میشه ،حتماً هم بعضی از دوستان آرزو داشتن که حالا که تندیسی درکار نیست لااقل از بازیگرا و کارگردانا و عواملی که زحمتشون تو جشنواره فجر پارسال نادیده گرفته شد تقدیر بشه اما این اتفاق نیفتاد در عوض یک غافلگیری شیرین داشت ،چای تلخ! بعد از سالها دوباره اسم این فیلم به زبانها اومد و وعده هایی برای تکمیلش در مراسم داده شد . خدا کنه این وعده ها در حد حرف نباشه هرچند تا حالا فقط حرف بوده فقط اگه قراره ساختنش قطعی بشه امیدوارم فیلمنامه عوض نشه ! به هرحال خیلی خوشحالم برای ناصر تقوایی ، سینمای دفاع مقدس و کلیه بازیگرایی که سالها حسرت کامل شدن این فیلم رو کشیدن ،مثل حسین یاری ،مرتضی احمدی ،مرضیه وفامهر ،حامد بهداد و... ،فقط نمیدونم این همه سال گذشته با تغییر چهره بازیگرا چطوری قراره قسمتای باقیمانده ضبط بشه ؟! بخشی از گزارش مراسم : تقدیر كیمیایی از ناصر تقوایی ● كیمیایی: یك سوال مطرح است، چرا ناصر فیلم نمیسازد؟ مسعود كیمیایی كه برای اهدای تندیس او به روی صحنه رفته بود تقوایی را یكی از نزدیكترین دوستاناش طی ۵۰ سال فیلمسازیاش دانست و گفت: یا باید برای ناصر زیاد گفت و یا اصلاً نگفت. اگر در اقیانوس فیلم نساختن وی پا بگذاریم اتفاقاتی میافتد و چیزهایی باید گفت که اینجا جایش نیست. در این ۵۰سال فیلمسازیام دوستانی داشتهام که ناصر یکی از نزدیکترین آنها است و ناصر چند سالی است که فیلم نساخته، سکوت این سالهای ناصر کمتر از فیمسازیاش نیست. اما یک سوال مطرح میشود چرا ناصر فیلم نمیسازد؟ او یادآور شد: یازده ماه پیش آقای جعفریجلوه فیلمنامهای را از من گرفت تا با حمایت فارابی آنرا بسازم، اما طی این مدت به دنبال آن هستم. عمر كاری ما آنقدر نیست كه چنین وقتی را به دنبال فیلم ساختن باشیم. البته شكل فیلم ساختن من با ناصر فرق میكند و به هر طریق فیلمم را میسازم. ناصر تقوایی: اگر سخن گفتنم، اثرگذار باشد، دربارهی دلایل فیلمنساختنم خواهم گفت ناصر تقوایی هم با بیان اینكه علت فیلم نساختناش سر دراز دارد و روزی كه ببیند صحبت كردن دربارهی آن اثرگذار است، سخن خواهم گفت. او ادامه داد: ایرانیها در دو مورد معمولا خیلی غُلو میكنند وقتی یكی را دوست داشته باشیم یا یكی را دوست نداشته باشیم كه البته الان دوست داشتن شامل حال من شده است. وی ادامه داد: امروز واژهی هنرمند به راحتی به كسی داده میشود، اما باید توجه داشت حرمت آن بیشتر است و شاید هركسی لایق آن نباشد. هنرمند فردی است كه وقتی كاری میكند، مردم از آن بهره ببرند و از شما سپاسگزارم كه فرض میكنید، من چنین جایگاهی دارم و خودم را شایسته آن نمیدانم. بعد از صحبتهای تقوایی صحنههایی از فیلم ناتمام «چای تلخ» به كارگردانی او پخش شد كه بعد از آن عسگرپور، مدیرعامل خانه سینما خبر از ساخت باقیمانده این فیلم را داد. عسگرپور در سخنانی گفت: چند سال پیش آقای تقوایی از من خواستند پا در میانی كنم تا این فیلم ادامه پیدا كند كه البته آن موقع مسوولیتی در سینما نداشتم و دوست داشتم موقعیتی فراهم شود تا این كار را بكنم. وی افزود: چند روز پیش با آقای حاجیمیری، تهیهكننده این فیلم صحبت كردم و ۵۰ درصد ازسوی ایشان حل شده است و امیدوارم ۵۰ درصد آقای تقوایی هم حل شود و این كار كه ۶۰ دقیقه آن مونتاژ شده است، ادامه پیدا كند و از وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی و شهردار تهران هم كه اینجا هستند، میخواهم حمایت كنند.
برچسب ها (با فاصله جدا کنید): چاي تلخ جشن خانه سينما حامد بهداد تقوايي
حضور" گربههای ایرانی" درجشنواره های سن سباستين و خاورمیانه برگزارکنندگان پنجاه و هفتمين جشنواره فيلم سن سباستين اعلام کردند مستند «روزهاي سبز» ساخته حنا مخملباف در بخش «زابالتگي» نمايش ويژه خواهد يافت. امسال در بخش «الماس هاي زابالتگي» جشنواره سن سباستين، فيلم «کسي از گربه هاي ايراني خبر نداره» ساخته بهمن قبادي هم نمايش داده مي شود. به گزارش ايسنا به نقل از اسکرين ديلي، سميرا مخملباف يکي از داوران بخش رقابتي براي اعطاي «صدف طلايي»، جايزه اول جشنواره سن سباستين است. او طي سال هاي گذشته داوري جشنواره هاي فيلم کن، ونيز، برلين، مونترال و لوکارنو را برعهده داشته است و سال گذشته با فيلم «اسب دوپا» جايزه ويژه هيات داوران جشنواره سن سباستين را کسب کرد. فيلم «کشتزارهاي سفيد» به کارگرداني محمد رسول اف ديگر نماينده سينماي ايران در جشنواره سن سباستين است به گزارش خبرنگار مهر، اسکرین دیلی اعلام کرد سومین جشنواره بینالمللی فیلم خاورمیانه ابوظبی روز هفتم اکتبر با نمایش فیلم سینمایی "مسافر" به کارگردانی احمد ماهر با بازی عمر شریف در بخش مسابقه فیلمهای بلند داستانی آغاز میشود. در این بخش 18 فیلم به نمایش درمیآیند که "کسی از گربههای ایرانی خبر نداره" یکی از آنها است. 18 فیلم بخش مسابقه جشنواره خاورمیانه برای کسب 350 هزار دلار جایزه نقدی به همراه تندیس مروارید سیاه رقابت میکنند. جوایز این بخش عبارتند از 100 هزار دلار بهترین فیلم داستانی، 50 هزار دلار بهترین کارگردان اول، 100 هزار دلار برای بهترین کارگردان خاورمیانه، 50 هزار دلار برای بهترین فیلم اول خاورمیانه و 25 هزار دلار به بهترین بازیگران زن و مرد. در بخش مسابقه مستند سومین جشنواره فیلم خاورمیانه ابوظبی 15 فیلم حضور دارند که "همه مادران من" ابراهیم سعیدی و زهاوی سنجاوی نخستین نمایش بینالمللی خود را در آن تجربه خواهد کرد. فیلم شرایط زندگیهای کردها را در 30 سال حکومت بعثی صدام به تصویر میکشد و تصاویری دردناک از گورهای دستهجمعی ارائه میدهد.جشنواره بینالمللی فیلم خاورمیانه ابوظبی از سال 2007 آغاز به کار کرده و سومین دوره آن 17 اکتبر امسال به پایان میرسد.
برچسب ها (با فاصله جدا کنید): گربه هاي ايراني بهمن قبادي حامدبهداد فست
صفحه:
1 |
|
|