-
مصاحبه مفصل مدیرعامل استقلال
مديرعامل باشگاه استقلال در بخش ديگري از گفتوگوي خود به مطالبي در رابطه با انتخاب صمد مرفاوي، تصميمات سازمان ليگ، عملكرد تيم ملي و فدراسيون فوتبال، ورود سياسيون به ورزش و ... سخن گفت.
** ريسك مرفاوي و حمايت از مربي جوان
طبيعي است كه من به عنوان مديرعامل باشگاه استقلال از صمد مرفاوي حمايت قاطعم را اعلام كنم. اين كه دوستان ميگويند پس از چند هفته كه از شروع ليگ بگذرد و استقلال نتيجهي لازم را كسب نكند، مرفاوي تحت فشار قرار ميگيرد، درست نيست. چرا پيشبيني نميكنيد كه تيمهاي ديگر در اول فصل به مشكل برنميخورند مگر سال قبل كه از پنج هفته سه امتياز كسب كرديم، سرمربي تيممان را عوض كرديم در صورتي كه اگر شرايط امروز حاكم بود، بايد اين كار را ميكرديم. چرا ما پيش بيني نميكنيم كه تيمهاي ديگر نميبازند. چرا همهي پيش بينيها اين است كه استقلال و پرسپوليس در هفتهي اول شكست بخورند؟ متاسفانه بعضيها سر گوري گريه ميكنند كه در آن ميت نيست. من مرفاوي را نياوردهام كه پس از سه يا پنج هفته او را عوض كنم. مرفاوي آمده كه خود را نشان دهد و من به او اعتماد و اعتقاد صد درصد دارم. بعضي از روزنامهها را كه باز ميكنيم آدمهاي خاص با هدفهاي تعريف شده با استفاده از حسن نيت مديران مسوول و سردبيران تلاش ميكنند مرفاوي را خراب كنند اما، مرفاوي نه آن قدر پول دارد كه به كسي بدهد كه برايش خوب بنويسد و نه آن قدر پول دارد كه به ليدرها بدهد و زماني كه قرار بود مرفاوي سرمربي شود انصافا متوسل به هيچ شخص، فردي يا گروهي نشد. توكل صمد به خداست و خداي او كمكش ميكند. ضمن اينكه در كنار مرفاوي مربيان خوبي قرار دارند. اين عيب نيست كه افراد قويتر كنار او باشند. اين ميتواند افتخار يك مربي باشد. بعضي مربيان از افراد ضعيف در كنارشان استفاده ميكنند و اسم آن را ميگذارند تفكر و مشاوره. در حالي كه مشورت با آدمهاي ضعيف معنا و مفهوم ندارد. كنار دست مرفاوي رحيمپور، غلامپور، مولر و گرافت حضور دارند و مهمتر از آن اينكه كميتهي فني به عنوان بازوي مشورتي عمل ميكند. كميتهاي كه محصص، معيني، امينبخش و مظلومي در آن عضو هستند و ميتوانند به او نظرات مشاورهاي بدهند. شما مطمئن باشيد استقلال با استفاده از تمام توان و ظرفيتش سال خوبي را سپري خواهد كرد و ما هم حمايت قاطعي از مرفاوي خواهيم داشت. سال گذشته و زماني كه در پنج هفتهي ابتدايي تيم نتيجه نميگرفت، من از تيم و كادرفني حمايت كردم. دوستاني كه ميباختند بايد حال و روز خود را در رختكن ميديدند و تنها كسي كه به آنها روحيه ميداد، من بودم. ما پس از بازي برگشت مقابل پرسپوليس نتيجهي قابل توجهي نداشتيم و تنها در سه بازي به پيروزي رسيديم. استقلال در بحران حاشيهاي كه خود دوستان ايجاد كرده بودند، فرو رفت. چه كسي آنها حاشيهها را جمع كرد؟ بيايند شهادت بدهند و بگويند چه كسي اين كار را انجام داد و چه كسي فشارها را تحمل كرد.
** استقلال و فصل پيشروي
صادقانه بگويم سال گذشته ما تعدادي بازيكن داشتيم كه نزديك به يك ميليارد و 500 ميليون تومان براي آنها هزينه كرديم اما، از نظر زماني آنها تنها سه تا چهار بازي را براي ما بازي كردند. حاضرم اسامي و مبلغ دريافتي اين بازيكنان را در نشستي اعلام كنم اما، امسال بازيكناني كه جذب كردهايم فاصلهي بسيار نزديكي با هم دارند و سال بسيار سختي براي مرفاوي در انتخاب بازيكن خواهد بود. بازيكنان ما در پستهاي مختلف بايد خود را نشان بدهند تا بتوانند جزو يازده بازيكن اصلي باشند. هيچ بازيكني در استقلال حاشيه امنيت براي فيكس بودن ندارد. ما تيمي منطقي را جمع آوري كرديم و بدون هياهو تيم را آمادهي رقابتهاي ليگ ميكنيم.
** جباري و بازگشت به استقلال
مجتبي جباري اين حق را دارد كه به عنوان يك بازيكن آزاد به فكر آيندهاش باشد اما، ما هم اين حق را براي خود قائليم تا زماني اين شرايط را تحمل كنيم اما، اينكه ميگويند مهلت جباري تمام شده صحت ندارد. نميتوان براي بازيكن آزاد مهلتي تعيين كرد؛ اما، ما براي خودمان مهلت قائليم. شايد اگر او در مقطعي ورود كند، نيازي به او نداشته باشيم و شايد هم مقطعي بيايد كه هنوز تيم در دوران بدنسازي باشد و بتوانيم از او استفاده كنيم. در هر صورت او بازيكن آزاد است و اين حق را دارد كه براي آيندهي خود تصميمگيري كند.
** بدهيها و تعليق هشت باشگاه
اين مساله به همان بحث اولي كه داشتيم برميگردد و آن اين است كه فدراسيون برخورد جزيرهاي دارد. استقلال، پرسپوليس و بسياري تيمهاي ديگر دولتياند و از بودجهي دولتي ارتزاق ميكنند. اگر بخشي از اين پول را دولت ندهد، آقايان ميخواهند چه كنند؟ انتهاي راهي كه آنها در پيش گرفتهاند، به چه چيزي ختم ميشود؟ آيا اين راه درستي است كه بگوييم اگر استقلال و پرسپوليس بدهيهايشان را تسويه نكنند، نميتوانند در ليگ برتر شركت كنند؟ آنها بروند ببينند كه اگر استقلال و پرسپوليس را از ليگ بگيريم، چه چيزي از فوتبال ميماند. بهتر است دوستان ورودي به مسايل داشته باشند كه عقل و منطق ميگويد. به موضوعاتي ورود نكنند كه با بيمنطقي همراه شود و بعد خودشان تبصره و ماده به آن اضافه ميكنند. ايراد ما اين است كه ابتدا عمل ميكنيم و بعد فكر ميكنيم. در صورتي كه بايد اول فكر كنيم و بعد عمل كنيم. فرض كنيد استقلال نتواند بدهيهاي خود را بدهد. پرسپوليس و يك تيم صنعتي هم ندهند با اين شرايط چه چيزي از ليگ ميماند؟ استقلال نميآيد، پرسپوليس هم ميگويد ما هم نميآييم. با اين شرايط چه بر سر فوتبال ميآيد؟ نميگويم كه حق و حقوق افراد داده نشود اما، بهتر است راهكاري منطقي پيدا كنيم. ابتدا فدراسيون برود و با باشگاههاي مختلف صحبت كند و از آنها دربارهي بدهيها سوال كند و پس از آن با كمك و همفكري شرايط را مساعد كند. استقلال و پرسپوليس با سازمان تربيت بدني صحبت كنند و از بودجهاي خاص پول بگيرند و بدهيها را تسويه كنند و بعد فدراسيون به مديران بگويد اگر سال آينده بدهي بالا بياوريد، مشمول چنين مسايلي ميشويد. امسال ما بودجهمان را مشخص كرديم. اين مساله درصد خطا را پايين ميآورد اما، اينكه بياييم نسنجيده هر تصميمي بگيريم آخر و عاقبت خوشايندي در پيش نخواهيم داشت. آيا دوستان فكر كردهاند دربارهي تصميمهايي كه ميگيرند؟ اگر فكر كردهاند كه بيايند و به ما هم بگويند كه ياد بگيريم. نهايت تصميمي كه آنها گرفتهاند اين است كه تيمهاي بزرگي مانند استقلال و پرسپوليس به ليگ نميآيند و بعد فدراسيون بايد مسابقاتي را برگزار كند كه با حضور هزار يا نهايتا دو هزار تماشاگر برگزار ميشود. بنده نفس عمل كه اخذ حقوق افراد است را قبول دارم اما بايد تدبير كرد.
** ابهامات قرارداد روتهمولر
به تازگي با مولر صحبت كردهام. او ميگفت يكي از مشكلاتي كه با رسانههاي ايراني دارد اين است كه صحبتهاي او را به خوبي ترجمه نميكنند. به او توصيه كردم كه تحت هيچ شرايطي مصاحبه نكند و به او اعلام كرديم اگر از شما مصاحبهاي منتشر شد، به ما بگوييد تا اقدامات قانوني را انجام دهيم. بنابراين صحبتهايي كه منتسب به مولر بوده و در برخي روزنامهها منتشر شده، صحت ندارد. در قرارداد مولر آمده است كه در صورت داشتن كلاس ميتواند با هماهنگي با باشگاه در آن كلاس شركت كند. ما با او توافق كرديم كه در يكسري مسايل از نظرات او هم استفاده كنيم. برنامهمان اين است كه دورهي آموزش مربيگري براي جوانها و مربيان بگذاريم. تفاهمي كه بين مولر و مرفاوي است، انكارناپذير است اما، به اعتقاد من بعضي روزنامهها كه مينويسند مولر با مرفاوي اختلاف دارد بيشتر به اين دليل است كه اگر يك روزي اين دو با هم اختلاف نظر پيدا كردند، بگويند كه ما پيش بيني اين روز را كرده بوديم. ما اعلام كردهايم هر فرد يا روزنامهاي مطالب دروغ را منتشر كند كه تشويش افكار عمومي را در پي داشته باشد ما حق قانوني خود ميدانيم كه آن را پيگيري كنيم. من با مسوولان ذيربط هم صحبت كردهام و هماهنگيهاي لازم را هم انجام دادهايم. با كسي هم تعارف نداريم. البته در اين بين هم كساني هستند كه مطالب بسيار خوبي در روزنامهها مينويسند. بارها شده كه من به مديران مسوول بعضي روزنامهها زنگ زدهام و ازآنها به خاطر مطالبشان تشكر كردهام.
** جشن قهرماني يا مراسم تقدير از اعضاي تيم
براي من جالب است كه پس از قهرماني استقلال مدام اين سوال مطرح ميشد كه چه زماني جشن قهرماني استقلال برگزار ميشود. اين سوال را دارم كه كدام تيم قهرمان شده و جشن قهرماني گرفته كه استقلال دومياش باشد؟ استقلال تا قهرمان شد آقايان پرسيدند كه چرا جشن نميگيريد. آنها دايهي مهربانتر از مادر شدهاند. حالا در اين جشن چه به آنها ميرسد خيلي مهم است. بازيكني پيش من آمد و گفت وقتي قهرمان شديم به ما سه عدد سكه دادند. در طول مسابقات هم باختهايي داشتيم و 10 درصد از قراردادمان كم كردند. اين قهرماني خيلي هم دور نبوده اما،براي من اين علامت سوال باقي است كه چرا برخيها به دنبال برگزاري جشن قهرماني استقلال هستند. استقلال كدام بار قهرمان شده و جشن گرفته كه حالا همه منتظر جشن قهرماني هستند. دوستان آمار بدهند تا ما هم بدانيم. بايد بگويم ما آن قدر بر اصول خود پايبنديم كه حتي به بازيكناني كه جدا شدهاند هم اعلام كرديم پاداشتان را ميدهيم. پاداش حق نيست. پاداش را ميتوان نداد اما، گفتيم اگر بنا باشد پاداشي بدهيم به بازيكناني كه جدا شدهاند هم ميدهيم. خوشبختانه با تلاشهايي كه انجام گرفت در روز ولادت حضرت علي (ع) مراسم تقديري را در فضاي محدود 300 نفره برگزار ميكنيم كه درآن مسوولان كشوري، لشگري و ورزشي حضور خواهند داشت.
** دعوت از قلعهنويي براي حضور در جشن قهرماني
قلعهنويي هم به اين مراسم دعوت خواهد شد. متاسفانه برخي از دوستان عجله كردند و گفتند كه قلعهنويي به مراسم دعوت نشده است، در صورتي كه هنوز كارتهاي دعوت هم صادر نشده است. آن زمان نه جاي مراسم معلوم بود و نه كسي را دعوت كرده بوديم، بنابراين دعوت از x و y معنايي نداشت.
** رقابت تيمهاي صنعتي با ديگر تيمها در فصل نقل و انتقالات
در فوتبال حرفهاي نميتوان سقفي را براي قرارداد بازيكنان تعيين كرد. اما، فوتبال حرفهاي دنيا كجا و فوتبال ما كجا. وقتي از داشتن دروازهبان و مهاجم به تعداد كافي محروم هستيم، چگونه ميتوانيم ادعاي داشتن فوتبال حرفهاي داشته باشيم؟ تيمهاي استقلال و پرسپوليس به تازگي با هم تفاهمي داشتهاند. در گذشته وقتي بازيكني با استقلال به تفاهم نميرسيد، تهديد ميكرد كه با قيمت بالاتري به پرسپوليس ميرود. برعكس اين مساله هم وجود داشت اما، با تفاهمي كه امسال با مديرعامل پرسپوليس داشتهايم اين مساله را از بين برديم. حتي تفاهم كرديم كه بازيكنان فصل جاري را هم از هم نگيريم. اما، منعي براي جذب بازيكنان اسبق وجود ندارد. زماني كه ميخواستيم صادقي را جذب كنيم، من به انصاريفرد زنگ زدم و از او پرسيدم كه آيا قراردادي با صادقي داريد كه او هم اجازه داد. زماني هم كه مهدي شيري قصد امضاي قرارداد با پرسپوليس داشت، انصاريفرد تماس گرفت و گفت آيا شيري با استقلال قرارداد دارد كه من به او گفتم او قراردادي داخلي دارد؛ اما، مشكلي نيست و شما ميتوانيد او را جذب كنيد. اما، ميبينيم كه برخي تيمهاي صنعتي وارد شدهاند و به اين قضيه دامن زدهاند. من چندي پيش تفاهم نامهاي را كه به امضاي وزير صنايع، وزير راه و ترابري و رييس سازمان تربيت بدني ديدم كه در آن سقف قرارداد بازيكنان 250 ميليون تومان ذكر شده بود. جالب است در اين ميان برخيها مدعي شدهاند كه ما بودجه داريم اما، داشتن بودجه كه دليل نميشود. آنها با اين كار خود بازار را آشفته ميكنند، ضمن اينكه به اعتقاد من كار كردن در باشگاههايي كه مشكل مالي ندارند، سخت نيست. تنها نتيجه گرفتن براي مجموعهي باشگاه استرس دارد. اما، در دو باشگاه استقلال و پرسپوليس كه مختصر بودجهاي دارند و بايد بقيهي هزينهها را با اسپانسر پوشش دهند، كار كردن دشوارتر است. انرژي قابل توجهي از مديران دو باشگاه صرف مسايل مالي ميشود.
** ادعاي منيعي و پاسخ آشتياني
اينها همان پكيجي هستند كه در بخشي از مصاحبهام گفتم. هر مربي تيم خاصي دارد و آن تيم خاص مغز اين بازيكنان را شست وشو ميدهد. در شبانهروز مدام با آنها تماس ميگيرند. صحبتهايي كه آنها مطرح ميكنند، تناقض دارد. از آن طرف در مصاحبههايشان ميگويند واعظ آدم كاربلدي است ولي از آن طرف حرف ديگري ميزنند. فرهاد مجيدي تنها يك بازيكن است. او كاپيتان تيم است؛ اما، من كجا او را ميبينم؟ اصلا من تلفنم را جواب ميدهم كه ميگويند بعضي بازيكنان با من ارتباط دارند؟ از همه مهمتر چرا آقايان به عملكرد خود نگاه نميكنند. جالب اينجاست كه ما چشم ديدن اطراف را داريم اما، نميتوانيم پيرامون خود را ببينيم. تعداد بازيكناني كه از تيم جدا شدهاند، در گفتوگوهايشان به نوعي مديريت مجموعه را تاييد كردهاند و من از حسن نيتشان تشكر ميكنم. اما، اگر بنا بود مجيدي به من خط و ربط بدهد، بايد مبلغ قراردادش خيلي بيشتر بود. اين اتفاقاتي است كه ساختهي ذهن برخي بازيكنان جدا شده از تيم است و آنها هم مقصر نيستند. گروهي آنها را از بيرون تحريك ميكند. آنها همان گروهي هستند كه به برخي بازيكنان استقلال زنگ زدهاند و گفتهاند اگر در استقلال بمانيد گذر پوست به دباغ خانه ميافتد!
** ناكامي تيم ملي در رسيدن به جام جهاني
نرفتن به جام جهاني پايان فوتبال نيست. در زمان صفايي فراهاني هم تيم ملي به جام جهاني نرفت. اما، ميبينيم حملههايي كه اين روزها صورت ميگيرد، انجام نگرفت. من اين فضايي كه بر فوتبال ما حاكم شده و حملههايي كه صورت ميگيرد را نظام يافته ميبينم. اين حملات بوي سياسي دارد. وقتي تيم ملي در زمان صفايي فراهاني به جام جهاني نرفت مطبوعات آن زمان را رصد كنيد ببينيد كه چه اتفاقي افتاد. هيچ حملهاي صورت نگرفت. اگر رسانهها ميخواهند كمك رسان فوتبال باشند بايد فضاي اميد را گسترش دهند. بايد با مطالبي كه مينويسيم نشاط را برگردانيم و از گذشته تنها به عنوان يك تجربه استفاده كنيم نه اينكه از گذشته به عنوان يك اهرم و چماق بهره ببريم. بنده بعضي از افراد برخي روزنامهها را به لحاظ خط و ربط سياسي به خوبي ميشناسم. با اين حال حرف من دليل نميشود كه فدراسيون فوتبال مبرا از نواقص است اما، اين حجم حمله نشان ميدهد كه برخي هدفي خاص را دنبال ميكنند. چقدر خوب است كه ما اگر ميخواهيم نقدي را وارد كنيم موضوعي را كارشناسي كنيم و از اين موضوع مطلبي منطقي را استخراج كنيم. ما اول حرف ميزنيم و بعد عمل ميكنيم و زماني كه همه چيز خراب شد، تازه مينشينيم و فكر ميكنيم. مشكل ما اين است چون عجله داريم فكر نميكنيم. من ايراداتي را به فدراسيون فوتبال وارد ميدانم. چرا بايد من به عنوان مديرعامل استقلال از راديو بشنوم كه بازيكني از تيم من ميخواهد به همراه تيم اميد به آفريقاي جنوبي برود؟ كجاي اين اتفاق انضباط است؟ حالا كه من به بازيكنم اجازه ندادهام كه به تيم اميد برود فدراسيون چكار ميخواهد انجام دهد. از فدراسيون ميخواهم براي خودش و باشگاهها احترام قائل باشد. چرا آنها نامه نزدند و به صورت رسمي اعلام نكردند كه ميخواهيم بازيكن شما را به همراه تيم اميد به اردو بفرستيم؟ بازيكني كه به تيم ملي ميآيد بازيكن فدراسيون فوتبال نيست بازيكني باشگاهي است كه در اختيار فدراسيون قرار ميگيرد. اين چه رفتاري است كه فدراسيون در پيش گرفته است. به چه دليل من بايد حسين كاظمي را در كوران تمرينات بدنسازي به تيم اميد بدهم؟ كاظمي اگر به همراه تيم اميد به آفريقاي جنوبي برود دوران بدنسازي را از دست ميدهد و رقيب او در استقلال شرايط آرماني خود را نگه ميدارد. آيا اينجا حق كاظمي تضييع نميشود؟ اين يك انتقاد صحيح از فدراسيون فوتبال است. مطبوعات هم اگر ميخواهند انتقاد كنند منطقي پيش بروند. با كليگويي مشكلي حل نميشود. اينكه بگوييم مجمع برگزار ميشود و رييس فدراسيون بركنار ميشود، چه چيزي از فوتبال ما دوا ميكند؟ آيا ميتوان با طرح چنين حرفهايي كه كليگويي محسوب ميشود، به فدراسيون انتقاد وارد كرد؟
** واعظ در آرزوي رياست بر فدراسيون فوتبال؟
به تنها چيزي كه فكر نميكنم، فدراسيون فوتبال است. صبح كه از خانه بيرون ميآيم، فكرم استقلال است و شب هم كه ميخوابم در خواب مشكلات استقلال را به خواب ميبينم. بهتر است مسوولان فدراسيون بروند و رفتارهايشان را اصلاح كنند. شايد با يك تذكر رويه تغيير كند. من اگر بتوانم در همين استقلال تغييرات مدنظرم را وارد ميكنم و اين اخبار كه من به دنبال حضور در فدراسيون فوتبال هستم، صحت ندارد.
** عملكرد چهار ساله سازمان تربيت بدني
اگر بخواهيم مستند صحبت كنيم، آمارها نشان ميدهد مدالهايي كه در چهار سال اخير بدست آمده، از هشت سال دولت قبلي بيشتر است. به لحاظ سازندگي هم دولت نهم بسيار خوب كار كرد. وقتي شما سخت افزار را افزايش ميدهيد، يعني ضريب سلامت جامعه را افزايش ميدهيد و اين بدان معني است كه هزينهي درمان كاهش مييابد. اين باعث ميشود تعداد علاقهمندان و ورزشكاران و در نهايت قهرمانان اضافه شود. چيزي كه اين روزها بحث ميشود، لزوم توجه به نرم افزارهاي ورزش است. يكي از مباحث مطرح شده اين است كه بايد ورزش را علمي كرد اما، آيا علمي كردن ورزش تنها به اين معني است كه اساتيد دانشگاه وارد ورزش شوند؟ بسياري از اساتيدي كه وارد ورزش ميشوند كساني هستند كه تنها تئوريك مسايل را مطرح ميكنند و عمدتا هم كار اجرايي نداشتهاند. استاد دانشگاه مديريت كه در دانشگاه سالها كار كرده آيا ميتواند تنها به واسطهي حضور در دانشگاه ادعا كند كه ميتواند مدير موفقي در ورزش باشد. امروز اشكال ما اين است كه فكر ميكنيم براي علمي كردن ورزش بايد دانشگاه بيايد و در ورزش مديريت كند. اظهارنظرهايي كه ميشود اين است كه بايد حتما آدمهاي علمي در كارهاي اجرايي ورزش ورود كنند. شايد بعضيها كه استاد خوبي بودند در ورزش هم به خوبي مديريت كردند اما، آنها استثنا هستند، هر كسي براي كاري ساخته شده است. نبايد اين طور باشد كه بگوييم در ورزش كشور علم حاكم نيست. افراد علمي بسياري بودند كه به ورزش آمدند اما، عملكرد درست و حسابي نداشتند. آدمهايي هم بودهاند كه اثر بخش بودهاند اما تعدادشان محدود است. اين را ميپذيرم كه در كل ورزش فقر مديريتي داريم و بايد به سمت حل اين مشكل برويم.
** ورود سياسيون به ورزش
خيليها انتقاد ميكنند كه چرا افراد سياسي وارد ورزش ميشوند. اما، سوالم اين است كه آيا اين دليل ميشود كسي چون قهرمان جهان است يا كاپيتان تيمي بوده، ميتواند مدير خوبي هم باشد؟ شايد استثناهايي هم وجود داشته باشد اما، بهتر است به باشگاههاي بزرگ جهان نگاه كنيم. كداميك از مديران اين باشگاهها افراد ورزشي بودهاند. عمدتا مديران باشگاههاي بزرگ انسانهايي بودند كه اقتصاد، تجارت، بازرگاني و سياست را به خوبي ميفهمند. سوالم اين است كه افرادي كه امروز با حضور سياسيون در ورزش مخالفت ميكنند و مدام ميگويند كه بايد ورزش را ورزشيها اداره كنند، كدامشان ورزشي بودهاند. اگر بخواهيم سابقهي مديران 18 تيم ليگ برتري را مورد بررسي قرار دهيم، ميبينيم كه هيچ كدام از آنها سبقهي ورزشي نداشتهاند. اگر اعتقاد داريم كه ورزش و از جمله فوتبال صنعت است، پس اين حرفها كه سياسيها، اقتصاديها و صنعتيها نبايد به فوتبال بيايند، حرف بيهودهاي است. ما ميگوييم فوتبال صنعت است از پيراهني كه تن بازيكنان است تا ساختن ورزشگاهها و تمامي اقلامهاي ديگر همه به واسطهي كارخانجات توليدي توليد ميشود. چرا حالا بايد افرادي كه بازرگاني و تجارت را خوب ميفهمند و به سياست هم اشراف دارند، نبايد مديريت ورزشي كنند؟ ميتوانيم كارنامهي مديراني كه با مضامين تجاري، سياسي و اقتصادي وارد ورزش شدهاند را مورد بررسي قرار دهيم و تعداد موفقيتها و ناكاميهايشان را با مديراني كه خود را ورزشي ميدانند، مقايسه كنيم. با اين حال صحبتهاي من دليلي بر اين نميشود كه افراد سياسي كه پشتوانهي مديريتي ندارند، وارد ورزش شوند. آيا اين خودخواهي نيست كه يك دايره دور خود بگذاريم و بگوييم هر كس دور اين دايره دويد ورزشي است و هر كس ندويد ورزشي نيست؟ كساني كه مخالف ورود مديران سياسي و اقتصادي به ورزش هستند ميگويند مديراني كه از اين دسته ميخواهند وارد ورزش شوند بايد بلد باشند كه چگونه داور را بخرند. بايد بدانند كه چگونه يك بازيكن سوتي بدهد و او را سال آينده جذب كنند. بايد تيمي را درست كنند كه شايعه پراكني را بلد باشد. بايد به خوبي بين ليدرها پول تزريق كنند، بايد راه پول دادن به بعضي از روزنامهها را بدانند. اين مدير بايد دروغگويي بلد باشد. بايد راه رفتارهاي نامناسب را بداند و بايد بداند كه چگونه آدمها را رنگ كند. ما فوتباليهايي را داريم كه بسيار قابل احترام، قابل شخصيت و بسيار ارزشمند هستند و ميشود از فكر آنها در توسعهي فوتبال استفاده كرد. اما، بعضيها در فوتبال هستند كه فوتبال را تنها براي خودشان ميخواهند. كساني كه مخالف حضور مديران سياسي و اقتصادي به فوتبال هستند پارادوكسي را به وجود آوردهاند. آنها با طرح اين پارادوكس دنبال چه ميگردند و ميخواهند به چه برسند؟ آيا به واسطهي حضور سياسيون در ورزش منافعتان به خطر افتاده و نميتوانيد رفتارهاي غيرمنطقي و غير اصوليتان را ادامه دهيد؟ آنها بهتر است اول اين پارادوكس رفتاري خود را حل كنند و بعد ميتوان با آنها دربارهي ديگر مسايل صحبت كرد.