goal.com -
داربی شصت و هشتم تمام شد و شکست ماند برای استقلال ، اینکه چرا و چگونه استقلال بازنده داربی بود موضوعی ست که به آن خواهیم پرداخت .
باید اما کمی به عقب برگردیم ، دست کم چند سال و تاریخی را که 12 آبان 85 را نشان می دهد انتخاب کنیم ، یاد آوری این روز برای استقلال خاطره خوشی را بهمراه نمی آورد ، آنها در حالیکه صمد مرفاوی را به عنوان سرمربی رو نیمکتشان می دیدند به عنوان مدافع عنوان قهرمانی به مصاف پرسپولیس ِ دنیزلی رفتند و در حالیکه بازی را با گل امیر حسین صادقی 1 بر 0 پیش بودند با دو گل معدنچی و اولادی باختند .
از آن باخت تلخ سه سال گذشت و ناصر حجازی ، فیروز کریمی و امیر قلعه نوعی روی نیمکت استقلال جابجا شدند تا دوباره سکان هدایت استقلال به صمد مرفاوی رسید . در تمامی این فصول داربی برنده نداشت ، استقلال در سه بازی از چهار داربی با یک گل پیش افتاد اما سر آخر تساوی 1-1 رقم خورد ...
روزها و شب ها گذشت و ماه و خورشید بارها با هم تعویض شدند . شاید در طالع مرفاوی ستاره ای بود که به کمکش آمد تا او را برای دومین بار سرمربی استقلال نماید ، بختی که صف عشاق این پست که میشد در میانشان ستاره های بزرگ ِ تاریخ استقلال را دید با آنها یار نبود . اما خوشبختی مرفاوی از این حیث منجر به شور بختی استقلال شد چرا که مرفاوی هرگز مربی در حد این تیم نشان نداد .
مرفاوی هرگز سیمای یک مربی برنده را نداشته و ندارد ، او مهمترین فرصت هایی را که ستاره طالعش در اختیارش گذاشت به هدر داد ، مرفاوی در هیچ بازی بزرگی پیروز نشد ، هیچ پیروزی مقتنرانه ای در حد نام استقلال کسب نکرد و هرگز به دل هواداران استقلال ننشست ، او نه همچون حجازی بود که گرچه هرگز هیچ داربی را نبرد اما همچنان محبوب ابدی سکوهای آبی باقی ماند و نه قلعه نوعی که سیمای یک مربی پیروز را در ذهن ها کاشت ، مرفاوی فقط به گفته مدیر عامل که او را بعنوان سر مربی برگزید و آن عده که هنوز سنگش را به سینه می زنند تنها یک " آدم ِ خوب " است و اینکه آدم ِ خوب بودن دلیل سرمربی شدن تیمی همچون استقلال بشود خود داستانی دارد ...
گل های دقیقه آخر و به تساوی کشاندن بازی شکست خورده در واپسین دقایق در چند بازی دستاویزی شد که با جملات احساسی و اینکه دل صمد پاک است و یکی آن بالا او را دوست دارد واقعیات را کنار بگذاریم ، امروز دیگر کسی آن بالا به داد صمد نرسید و هیچ ستاره ای از طالعش محافظت نکرد و هیچ گل دقیقه نودی به کمکش نیامد ، استقلال مهم ترین بازی فصلش را باخت و مربی اش نیمه مربیان را ، همانقدر که چرخش توپ ِ پرسپولیس ِ دایی در نیمه دوم شکلی هدفمند به خود گرفت و آنها با انگیزه تر شدند ، استقلال ِ صمد رفته رفته تحلیل رفت و غرور و سردرگمی را میشد در بازی آبی پوشان دید ، در بیست دقیقه دوم نیمه دوم استقلال حتی توپ را به نیمه حریف نبرده لو می داد و مرفاوی روی نیمکت تنها تماشا میکرد که " تیمِ امید و آرزوهای میلیون ها استقلالی " به سوی شکست گام بر می دارد ، مرفاوی ترکیب برنده در دو بازی ماقبلش را تغییر داد و با تغییر پست خسرو حیدری عملا خیال پرسپولیس را از خطر آفرین ترین مهره استقلال راحت کرد ، امیر آبادی که در طول فصل عملا به یک نیمکت نشین محض بدل شده بود با مصدومیت بیگ زاده جانشین او شد و اشتباه مرگ بارش اولین ضربه ای بود که استقلال خورد .
یادمان نرفته استقلال مهره ای به نام " میثم منیعی " داشت که می شد از او یک چپ مقتدر ( همانند آنچه در پاس بود ) ساخت و مرفاوی او را نخواست ...جابجایی برهانی با سیاوش اکبرپور جنگنده که با وجود بازی در پستی غیر تخصصی نمایشی مطبوع داشت هم ایده ای بود که نه تنها به جایی نرسید که مالکیت توپ را در میانه زمین به پرسپولیس بخشید . طعنه آمیز تر تکرار تاریخ بود که استقلال ِ مرفاوی بازی یک بر صفر برده را باخت ، و گل هیجان آور کاپیتان ِ پر شورش به هدر رفت .
آنچه در ذهن سوال بر انگیز میشود این است که تا به کی می توان بدشانسی و اشتباهات فردی را دلیل عمده شکست های استقلال دانست؟ بد بیاری ها را پایانی ست و اشتباهات فردی با تمرین و توسط فردی به اسم " سرمربی " ست که باید کمتر شود و اساسا در هیچ مسابقه فوتبالی اگر اشتباهی صورت نگیرد گلی زده نخواهد شد . اینکه چرا آمار اشتباهات فردی در استقلال بالاست ، اینکه چرا آبی پوشان تمرکز لازم را علیرغم برتری در بازی شان ندارند و بازی برنده یا بازیی را که می توانند برنده شوند را با شکست تاخت می زنند سوالاتی نیست که بشود به آسانی نقش سر مربی را در آن نادیده گرفت .
هواداران مرفاوی صاحب این قلم را به ضدیت با استقلال متهم میکنند و هرگز از خود نمی پرسند که اگر ابر و باد و مه خورشید و فلک در کار است که استقلال ِ صمد برنده نباشد شاید همان بهتر باشد مربی محبوبشان خود را فدای نام بزرگ استقلال کند و جایش را به مردی بدهد که سیما و هویت یک تیم پیروز را به استقلال ببخشد . فصل تلخ استقلال با شکست تلخ تر از تلخ داربی توام شد تا یادمان بیاورد حلقه های ناکامی به به هم مرتبطند و شکست استقلال در داربی گرچه ظاهری اتفاقی داشت اما می توان رد زنجیره ای از اشتباهات را در آن یافت که این سرنوشت را رقم زد . استقلال عملا کوچکترین بختی برای قهرمانی لیگ نخواهد داشت و از بازی حیثیتی اش هم رو سپید بیرون نیامد و این پایان تلخ لیگ برای مرفاوی و استقلال بود که تایتانیک آبی را ناشیانه هدایت کرد و سرانجام با خود غرق نمود